X
تبلیغات
رایتل

چند خط خاطره
این وبلاگ هیچ توضیحی ندارد

ما یه سه  روزی رفتیم سفر ولی ایندفعه با حامد....

میگم ایندفعه با حامد چون دفعه قبلی که تابستون بود و ما هنوز با هم دوست بودیم خیلی دوریش برام سخت بود زیاد هم سفر بهم خوش نگذشت.

ولی اینبار عالی بود.

رفتیم ساری. نمک آبرود و متل قو

تله کابین هم سوار شدیم که ناگفته نماند کلی اولش ترسیدم ولی بعدش خوب بود. نمی دونید جنگل اون بالا چه ابهتی داشت . هوا هم که عالی.....

البته اونقدر گرم نبود که بشه رفت دریا.

منم همه اش تو ماشین حامد بودم. بابا میگه تو دیگه از اونایی.

حسین{داداشم} کلی گریه کرد. میگه من دلم برات تنگ میشه اگه بری...  گفتم وقتی بودم که همش تو ماشین با هم دعوا می کردیم گفت : همونش هم خوب بود

خیلی گناهی بود .ولی من مجبور بودم برم پیش حامد. حسین میگفت تو که تو ماشین ما نیستی اصلاْ خوش نمیگذره.

در هر صورت سفر خوبی بود. یه عالمه هم عکس انداختیم.

امیدوارم به شما هم اندازه ی من خوش گذشته باشه.   



نوشته شده در تاریخ جمعه 16 فروردین 1387 توسط الهه
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید

bahar 20