X
تبلیغات
رایتل

چند خط خاطره
این وبلاگ هیچ توضیحی ندارد

۱.چهارشنبه سوری خود را چگونه گذراندید: 

پس از اینکه رفتیم خونه یه آش خوشمزه پختم جاتون خالی...بعد از کلی التماس موفق نشدم شوشو را راضی کنم بریم بیرون منم در نهایت پررویی هر چی شمع و شمعدون داشتیم(که تو خونه ی ما از ۲۰ تا بیشتره) آوردم وسط سالن و روشن کردم و از روشون پریدم تازه بینشون فاصله دادم و توی هر دور سه بار میشد جمعا.خیلی بیمزه بود ... سال دیگه یواشکی میرم.... 

۲.نوروز خود را چگونه گذراندید: 

روز اول که رفتیم خونه مامانامون و مامان بزرگ من... 

روز دوم هم عید دیدنی 

روز سوم و چهارم آتلیه مراسم داشتیم... 

روز پنجم فامیل حامد... 

روز ششم مامان اینای حامد رفتن مسافرت و ما چند روز حسابی خوابیدیم به این صورت که تا ۲ میخوابیدیم بعد نهار میخوردیم بعد میخوابیدیم تا ۸ بعد هم اگه جایی مونده بود میرفتیم... 

تا روز ۱۲ چشامون خشکید به در یکی نیومد عید دیدنی خونمون دیگه از حرصم میخواستم آجیل ها رو بریزم دور...تا اینکه جمعی از خاله هام اومدن... 

سیزده به در هم که همیشه به نظر من مزخرفه امسال هم همین بود مخصوصا که با بعضی ها قهر بودم...(حمید داداش مزخرف شوشو)  

این چند روز بعد عید هم کلی مهمون برامون اوم والان انگار وسط خونه مون بمب ترکیده چون همه اش سر کار بودم ووقت نکردم کاری بکنم....



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 فروردین 1390 توسط الهه
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید

bahar 20