X
تبلیغات
رایتل

چند خط خاطره
این وبلاگ هیچ توضیحی ندارد

سلام من برگشتم.... 

وای جاتون خالی خیلی عالی بود....تا حالا مشهد رو اینقدر خلوت ندیده بودم. دستم راحت به ضریح رسید واسه همه تون هم دعا کردم....حالا بریم گزارش سفر.... 

اولا که من آدم مهمی شدم چون تو هواپیما با خداداد عزیزی چند تا صندلی فاصله داشتم.... 

با اینکه اصلا فوتبالی نیستم ولی کلی با حامد مسخره بازی در آوردیم و خندیدیم... 

دوما یه عکس توپ انداختم اما چون دوربین الان نیست بعدا براتون میذارم.... 

سوما ما اونجا رفتیم یه رستوران نوشته بود دوبل برگر منم سفارش دادم...اما فکر کنم اونجا به ساندویچ دو نونه میگن دوبل..... 

جامون خیلی خوب بود یکی از فامیلای حامد اینا که زیاد میره مشهد یه خونه اونجا خریده هر کی میخواد بره بهش کلید میده...نسبتش دقیقا میشه...باجناق برادر داماد پسر عمه ی مادر بزرگ حامد.... 

حامد تمام کمبود خوابش رو جبران کرد و از ۲۴ ساعت ۲۳ ساعت خواب بود....دیگه حالم از هر چی خوابه بهم خورد.... 

ما یواشکی دوربین بردیم تو حرم ولی نامردا دیدن ازمون گرفتن.... 

چون فقط دونفر بودیم نتونستیم عکس با هم بندازیم فقط چند تا عکس تکی انداختیم.... 

با یه چمدون رفتیم با دوتا برگشتیم..... 

رستوران خوب هم رفتیم...رضایی.... 

دم ضریح نزدیک بود از ضرب یه مشت به شهادت برسم...من نمیدونم اینا چرا فکر میکنن با کتک زدن میتونن حاجت بگیرن... 

برگشتنه با قطار اومدیم...مثلا قطار سبز...از واگن ۱۰ تا ۴ بازسازی شده بود و کلی شیک بود اما ما واگن ۳ بودیم....خوش شانس که باشی همینه دیگه...اونور تلویزیون ال سی دی اینور یه تلویزیون یه وجب در ۴ انگشت...با دوتا آقا هم کوپه ای بودیم....ما رفتیم بالا بخوابیم ولی اینقدر گرم بود که مجبور شدیم تا صبح بریم رستوران ..... 

خلاصه که جمعه صبح رسیدیم تهران.... 

 این چند روز زندگی دونفره به منکه خیلی خوش گذشت....با اینکه دلم تنگ شد ولی ترجیح میدادم بمونم....چقدر زندگی بدون دخالت دیگران قشنگه...چقدر استقلال خوبه...چقدر با هم بودن لذت بخشه....



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 بهمن 1387 توسط الهه
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید

bahar 20