X
تبلیغات
رایتل

چند خط خاطره
این وبلاگ هیچ توضیحی ندارد

سلام  من برگشتم....

از همه ی دوستایی که اومدن و نظر دادن و نگران بودن ممنونم و وعذرت میخوام چون چند روزی تلفن خونه مون قطع بود. آخه مامانم از تکنولوژی استفاده کرده قبض رو تلفنی پرداخت کرده بود مخابرات هم گیر داده بود که باید قبضتون رو پرداخت کنید خلاصه مامانم یه صبح تا ظهر علاف بود تا ثابت کنه که بابا ما پول دادیم...این شد که منم چند روزی از این نعمت اینترنت بی بهره بودم...این چنذ روزم حامد رو ندیده بودم آخه صبح تا ظهر میره دانشگاه...ظهر میره سر کار...شب تا صبح هم تو خونه کار میکنه اما از اونجایی که هر آدمی یه حدی داره دیشب میگرنش دوباره گرفت.تازه دندوش هم آبسه کرده و کلی باد کرده بود. الهی بمیرم خیلی درد کشید.

تازه ما این روزا با یه معضل دیگه هم دست به گریبانیم....آخرای اردیبهشت رفتم پمپ بنزین به آقاهه گفتم هر چی تو کارت دارم بزن!!!!!!!! آخه فکر کردم اول خرداد دوباره کارت ها پر میشه... البته کلاً 15 لیتر بیشتر نداشتیم ولی همون هم زدیم.... اما حسابی ضایع شدیم وقتی فهمیدیم تیر ماه کارت ها شارژ میشه حالا هم افتادیم به گدایی بنزین. یه باک از شوهر خاله ام گرفتیم. امروز هم یه باک مجید داد. بابا هم گفته میتونیم روش حساب کنیم....فکر کنم تا آخر ماه میتونیم اینجوری بگذرونیم.

راستی فایل عکس هامون رو گرفتیم...اینقدر خوشگل شدن!!!!!!!! یه خورده هم سرگرم روتوش و طراحی اونا بودم. حامد هم قول داده فیلممون رو تا  تیر ماه تحویل بده بهم....

در ضمن یه مسابقه هم از طرف آنی دعوت شدم:

چیزایی که دوست دارم:

حامد

خانواده هامون

کانونم

رانندگی

درس خوندن

اس ام اس بازی

نوشتن

کار کردن

مجید

موبایلم

عروسک

 

چیزایی که بدم میاد:

اینکه حامد بهم کم محلی کنه...(یکبار در 10 سال اتفاق میفته ولی آزار دهنده است)

اینکه یکی منو خر حساب کنه

اینکه کسی سرم داد بزنه به هر دلیلی

اینکه دل کسی رو بشکونم و نتونم ازش معذرت خواهی کنم

حرف زور

اینکه یکی بهم دستور بده

اینکه نتونم حرف تو دلم رو به یکی بگم

اینکه نتونم ادامه تحصیل بدم

اینکه هی دارم چاق میشم...

آبگوشت

 

از طرف منم همه دعوتن...

بسم ا...



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 خرداد 1387 توسط الهه
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید

bahar 20