X
تبلیغات
رایتل

چند خط خاطره
این وبلاگ هیچ توضیحی ندارد

هوووووررررررررررااااااااااااااا

 بالاخره تکلیف ما معلوم شد

شما اولین کسایی هستین که خبر دار میشین 

قرار شد ۲۷ اردیبهشت من و حامدم با هم عقد کنیم. نمی دونید چقدر خوشحالم. البته فکر کنم آنی بفهمه..............

واییییییییی یه عالمه کار و خرید داریم

امروز رفته بودیم کریمخان طلا ببینیم. چه خبر بود. قیمت خون بابا شون....

حامد گفت اول قرآن بخریم. ما هم یه قران سفید خریدیم. بعدش هم آینه شمعدونو....

هنوز حتی لباس هم نپسندیدم.. نمی دونم من سخت گیرم یا همه ی عروس ها همین طوری اند؟

ماشینمون هم احتمالا.....نه ولش کن بذار سورپرایز باشه.

هنوز اتلیه هم ندیدیم.یعنی دیدیم اما خوشم نیومد. وای.........کیک....

اینم باید سفارش بدیم. وای چقدر کار ریخته سرمون...

ولی چه کیفی داره...

حامد جونم نمی تونم بگم چقدر از داشتنت خوشحالم ....

تو رو با دنیا عوض نمی کنم.... دوست داشتنی ترین  مرد غزل های همیشه ی من....

از خدا میخوام تا ابد این عشق و شور و حال رو از ما نگیره... 

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 فروردین 1387 توسط الهه
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید

bahar 20